تحقیق داستان کوتاه به زبان های فارسی و عربی (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:13
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات6
حجم فایل27 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

داستان کوتاه به زبان های فارسی و عربی

ریمی داستان کوتاه از یوسف عزیزی بنی طرف

 

أحضرت معی ریمی لتأکل الفئران وهاهی قامت بإبادتهم بفاعلیه ونفذت مهمتها بشکل جید . لم نعرف الراحه أبدا قبل مجیء ریمی هنا، وکانت الفئران کالملوک تسرح وتمرح فی کل أقسام الباخره . فی عبادان طلب منی الربان قطه ذات شهیه کبیره لأکل الفئران وقد أحضرت له إحدی قططی المدلله وأطلقتها فی الباخره . أحببت ریمی فی بیتنا کأطفالی ومن صمیم قلبی وفی الفتره الأخیره أصبحت أنیستی الوحیده فی الباخره ؛ أحضرت ریمی لاُلبی طلب الربان فقط ؛ لکن لو کان هذا الطلب من رئیس الباخره لرفضت لأننی کنت أفضل أن یصاب بالطاعون ویموت موت الزوام . لعلکم تسألونی عن سبب کرهی لرئیس الباخره ویالیت ترون وجهی ویدی کی تعرفوا الحقیقه . هذا الحادث أیضا وقع فی عبادان ، عندما کانت الباخره راسیه قباله المصفاه . أنا وزملائی کنا نستعد لتصلیح غلایه الباخره ، إذ فجأه تسرب بخار غلیظ وساخن من الغلایه وملأ الأطراف ، ولو استمر تسربه لحظات أکثر لاختنقنا جمیعا. جید ، البخار لم یتسرب بشکل اعتباطی ولم یفتح أحد من زملائنا صمام الغلایه ؛ إذن – ودون شک – أن شخصا ما قام بفتح الصمام لیملأ البخار الغرفه بمثل هذه الکثافه . اأا متأکد أن أحدا لم یقم بهذا العمل إلا رئیس الباخره وهو الذی أعطی أوامره لتنفیذ هذا العمل الإجرامی ؛ هذه لیست تهمه موجهه لأحد؛ وجمیع زملائنا یعرفون جیدا السبب الذی یکمن وراء مثل هذه التصرفات الرعناء وبهذه الطریقه الخطره . کان رئیس الباخره یصر أن لا نقوم بتصلیح الباخره فی میناء عبادان وکان یفضل میناء الأسکندریه لهذا الغرض . هو نفسه قال لأحد الزملاء بالانکلیزیه وبلهجته الیونانیه " الآن وبعد أن قررنا أن نتأخر بعض الوقت للتصلیحات ، لماذا لا نرسوا فی میناء الاسکندریه ، عروسه البحر ومدینه الاستجمام والکازینوهات والبلاجات الذهبیه ". وها نحن عوقبنا بهذا الشکل لإصرارنا علی تصلیح الغلایه فی عبادان . طبعا الرئیس لایعتبر نفسه مذنبا ویدعی أن الحادث وقع بسبب خطأ ارتکبه زملاونا المصلحون . ویا للأسف قد احترقت وجوهنا وأیدینا قبل أن نصل إلی الشاطئ الذهبی فی الاسکندریه . لذلک نحاول الا نظهر کثیرا علی ظهر المرکب ، غیر أن طبیعه العمل تتطلب شیئا آخر ، حیث ینبغی أن نکون فی کل مکان ؛ داخل الباخره أو علی ظهرها ، تحت الشمس الحارقه أو فی الظلال . فی الحقیقه أن أشعه الشمس تعمق من جروحنا وحروقنا . مدی العین تنظر، میاه البحر مبسوطه علی بساط الله وللمیاه ألوان فی کل ساعه من ساعات الیوم : فی الفجر لونها أخضر وفی الصباح لازوردی وفی الظهیره لونها فضی وفی المساء یمیل إلی الذهبی وفی اللیل یتحول إلی أسود قاتم . لم نر شیئا فی الأفق المنظور سوی الماء ؛ إذن هو ماء ولیس سرابا! واأت عندما تقف علی شاطئ البحر ، تری الماء عظیما جمیلا عزیزا علی القلب لکن عندما ترکب الباخره وتمکث فی المیاه البعیده عن الیابسه لأکثر من یوم أو یومین أو شهر أو شهرین فتصبح کالماء ماده سائله بلاطعم ولالون . صار لنا أربعون یوما ونحن عائمون فی المیاه . أحیانا نصاب جمیعا بحاله تشبه الانجذاب ؛ لم یبق لی ولجمیع زملائی أی مزاج ؛ حتی الکلام أصبح بلامعنی وترکنا الثرثره ؛ کما أن الرادیو لم یستطع أن یغیر من أحوالنا . لم یهمنا أی شیء ، لا صوت أم کلثوم المفعم بالدفء والحیویه ولا روایه العجوز والبحر لارنست هیمینجوی . الربان هو الوحید الذی یُسمح له أن یعیش مع زوجته فی الباخره ؛ وها هو یقضی وقته فی اللعب واللهو . الرئیس سکیر والبحاره جمیعا سکاری دائما . أری ریمی منهکه ومتضایقه ؛ ریمی المفعمه بالنشاط والحرکه والتی کانت تجوب الباخره عرضا وطولا وطبقات وتصطاد الفئران فی أای لحظه تشاء باتت الآن تتسکع علی ظهر الباخره وتحملق فی میاه البحر. فکرت أنه لا بد من إخفائها مره أخری وعزلها عن العالم الخارجی. أصیبت ریمی قبل نصف شهر تقریبا بمثل هذه الحاله وأصبحت شبه مسعوره ؛ کانت تموء باستمرار وتدور حول نفسها ، کأنما أصیبت بدوار البحر أو ضاع منها شیء ما. کانت تفتح کفها کالأسد وتهاجم أی شخص یواجهها . 

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

خوشگذرانی در شاهنامه (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:13
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات25
حجم فایل461 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

 

خوشگذرانی در شاهنامه

جلد ششم

موضوع تحقیق : خوشگذرانی در شاهنامه

 

عناوین

مقدمه..................................................................................................4

وراهوش در زابلستان بود...................................................................4

پیامی رسانم به اسفندیار.....................................................................6

می خوردن رستم با اسفندیار.............................................................10

داستان هفت خان اسفندیار..............................................................11

شناختن خواهران اسفندیار...............................................................20

بازگشتن اسفندیار  نزد گشتاسب......................................................22

 

 

 

 

 

 

بنام خداوند ایزد منان

خوشگذرانی در شاهنامه فردوسی

مقدمه :

خوشگذرانی در شاهنامه فردوسی : بسیاری از پادشاهان و بزرگان و پهلوانان بعد از پیروزی در جنگ ها و یا به مناسبتی در كنار هم جمع می شدند به بزم و شادی و خوشگذارانی ، می و شراب خام می نشستند . در این تحقیق هم اشاره ای شده به داستان رستم واسفندیار و هفت خان اسفندیار : وقتی اسفندیار به زابلستان رفت تا رستم را دست بسته نزد پادشاه ببرد ، رستم قبول نكرد ، اسفندیار دستور داد تا خوان گسترند و با رستم بر سر سفره نشست و ساعت ها با هم به خوردن می و شراب خام و بزم شادی نشستند بعد از این مجلس بزم رستم از اسفندیار خواست تا از دست بستن او كه غیر ممكن است بپرهیزد ، اما اسفندیار قبول نكرد در داستان هفت خان اسفندیار وقتی اسفندیار از خان ها به سلامت عبور می كرد ، بزرگان لشكر سراپرده می زند و ساعت ها سرگرم خوشگذرانی و خوردن می و شراب و بزم شادی می نشستند .

داستان رستم و اسفندیار

وراهوش در زابلستان بود

هنگامی كه اسفندیار مست بود از بزم شاه برگشت با عصبانی و ناراحت پیش مادرش كتایون لب به شكایت گشود : مادر ، شهریار با من به گرد مرا بارها به وعدة تاج و تخت به جنگ فرستاد و وقتی پیروز باز می گشتم ، به پیمان خود عمل نمی كرد ، من فردا آخرین سخنانی كه پدرم گشتاسب به من گفته است به یادش خواهم آورد كه واقیعت ها را پنهان نكند . اگر نپذیرفت به خدا قسم كه آسمان را برافراشته است به زور تخت را از او می گیرم و بدون میل و خواست او تاج را بر سر خود  خواهم گذاشت و بزرگی و ثروت را به ایرانیان خواهم بخشید و تو را بانوی ایران می كنم مادر او می دانست كه گشتاسب تاج و تخت سلطنت را به او نخواهد داد اندوهگین او را نصیحت كرد و گفت : پسر رنج كشیده ام ، اینقدر افزون خواهی مكن ، تو فرمانروایی خزانه و لشكر ایرانی و پدرت تنها همان تاج را بر سر دارد كه آن هم

چو او بگذارد تاج و تختش تراست        بزرگی و شاهی و بخشش تر است 

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق حال (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:13
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات10
حجم فایل15 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

حال

1 – برخی كلمات ، حالت و چگونگی اسم هایی از قبیل فاعل یا مفعول را بیان می كنند. این كلمات «حال» نام دارند و به فاعل و مفعول و ... كه حالت آن ها بیان می شود، صاحب حال( ذوالحال) گفته می شود.
صاحب حال معمولاً معرفه است.
2 - «حال» معمولاً كلمه ای مشتق، نكره و منصوب است. «حال» باید در جنس (مذكر و مؤنث بود) و عدد (مفرد ، مثنی یا جمع بودن) با صاحب حال، مطابقت كند.
اكنون به مثال زیر توجه كنید:
جاءَ التّلمیذُ(صاحب حال)ِ مُسْتعجلاً (حال) . دانش آموز شتابان(حال) آمد.
در این مثال كلمه « مستعجلاً» چگونگی اسم «التّلمیذُ» را توصیف می كند. به این كلمه «حال» می گویند. «حال» نكره ، منصوب و مشتق است و از نظر جنس و عدد با صاحب حال مطابقت می كند.
به یك مثال دیگر توجه كنید:
رأَیتُ الطّفلَ(صاحب حال)ِ لاعبا(حال)ً فی الحدیقة[SP]ِ. كودك را در حال بازی در باغ دیدم.
رأیتُ الطّفلان(صاحب حال)ِ لاعبانِ(حال) فی الحدیقةِ . دو كودك را در حال بازی در باغ دیدم.
در این دو جمله ، ملاحظه می كنید كه حال از نظر جنس و عدد با صاحب حال مطابقت دارد.
3 – حال ، نیز می تواند مانند «خبر» به صورت «مفرد» (غیرجمله) و یا جمله ( اسمیه و فعلیه) بیاید. «حال» اگر جمله اسمیه باشد، معمولاً همراه «واوی» می آید كه آن را «واو حالیه» می نامیم. به مثال های زیر توجه كنید.
راَیتُ الطّفلَ یَلعبُ(حال) فی الحدیقة .
كودك را دیدم كه در حیاط بازی می كند.
در این مثال كلمه «یَلعبُ» همان نقش حال را دارد چون چگونگی و حالت اسم «الطّفل» را بیان می كند. در این مثال «حال» به صورت جمله فعلیه است.

راَیتُ الطّفلَ و(واو حالیه) هُوَ لاعبُ فی الحدیقة .
كودك را دیدم و او در حال بازی در حیاط است.
در این مثال كلمه «هو لاعبٌ» نقش حال را دارد چون چگونگی در حالت اسم «الطّفل» را بیان می كند. در این مثال «حال» به صورت جمله اسمیه است كه همراه «واو حالیه» آمده است.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

اصطلاحات عرفانی در غزلیات حافظ (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:12
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات10
حجم فایل16 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اصطلاحات عرفانی در غزلیات حافظ

 

ادب :  

ادب در لغت به معنی اندازه نگاهداشتن و آزوم و فرهنگ است .در تداول عامه ، رسم دانی وشناختن آیین هر کار است . چنان که گفته می شود نسنجیده سخن گفتن نشان بی ادبی است یا خود نمایی خلاف ادب است . حافظ گوید :

اگرچه عرض هنرپیش یاربی ادبی است   زبان خموش ولیکن دهان پرازعربی است

به عقیده صوفیه ادب عبارت است از شناختن نفس و تحسین اخلاق و تهذیب افعال و اقوال .

قدم منه به خرابات جز به شرط ادب       که سالکان درش مجرمان پادشهند

 

استعغنا :

بی نیازی حق است از نمودها و کرداربندگان . و اگر در مورد عارفان کامل به کار برند مراد بی نیازی از غیر حق است و نیاز به او.

اله الغنی و انتم الفقراء

ساقی به بی نیازی رندان که می بده    تا بشنوی زصوت مغنی هوالغنی

استغنای الهی را به باد تشبیه کرده اند . ( خاموش باش ، باد بی نیازی خداوند است که می ویوزد سامان سخن گفتن نیست )

اکسیر :

به معنی مشهور ، ساده ای را گویند که مکمل جوهر جسم است . جوههری است فرضی که گدازنده و آمیزنده و کامل کننده است و ماهیت جسم را تغییر می دهد . یعنی جیوه را نقره و مس را طلا می کند .در تصوف نظر می شد کامل را اکسیر گویند چه قلب ماهیت می کند یعنی وجود نا قابل را قابل و ناقص را کامل می سازد .

گدایی در میخانه طرفه اکسیری است    گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد

الفت :

به معنی همدلی و انس دلها به یکدیگر است در شعرحافظ بیشتر به معنی عشق و محبت استعمال شده. الفت و همداستانی و ترک مخالفان با یاران از اخلاق نیکان خاصه صوفیان است .

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود     زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت

اناالخق :

سخن صوفی و شوریده مشهور ،حسین بن منصور حلاج بیضاوی است که در سر آن کشته شد و جسدش را سوختند و خاکسترش را به دجله ریختند . ( جنید گفته است : زود باشد که سر چوب پاره ای سزخ کنی گفت آن روز که من سر چوب پاره سرخ کنم تو جامه اهل صورت پوشی ) یعنی من خدایم و این به این اعتبار بود که در ذات حق محو شده است . و در همه کاینات ، بودی و وجودی جز برای خدا قائل نیست و از ما سوی اله اعراض دارد.( افشای راز و بی پرده سخن گفتن است که جنید او را ملامت می کند و می گوید : من ای پسر منصور ، در کلام تو فضولی بسیار می بینم و عبارت بی معنی )

رموز سر انا الحق چه داند ان غافل    که منبذب نشد از جذبهای سبحانی

انس : 

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق استعاره (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:12
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات6
حجم فایل12 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

استعاره : به كار بردن كلمه در غیر معنی اصلی .
استعاره مصرحه : تشبیه بلیغی است كه مشبّه آن حذف شده باشد .
تشبیه ادعای همانندی دو پدیده است ولی استعاره ادعای یكسانیِ آنها است .
مثال:
سبک تیغ تیز از میا ن برکشید // بر شیر بیدار دل بر درید
شیر بیدار دل استعاره برای سهراب است
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد// بهار عارضش خطّی به خون ارغوان دارد

  استعاره ( این همانی)       

نوعی جانشین سازی[SP]ِ چیزی به جای چیز دیگر که مثل تشبیه، عنصر شباهت در آن نقش اصلی را دارد:

نگاهم خورد به داشبورد ورفت ته[SP]ِ آینه گشت دور[SP]ِ میدان و افتاد روی ماهی تمام که توی هیچ خطی نبود     سلام!                                                               

« تشخیص» اما از جنسی دیگر است، نوعی در دیگری رفتن و دیگری شدن. در تشخیص،مسخ[SP]ِ یک پدیده به شدیدترین شکل ممکن در متن رُخ می دهد، چیزی که در آرایه های دیگر نیست. همانگونه که یک شعر واقعی، محل رستاخیز کلمات است، تشخیص هم به نوعی رستاخیز پدیده هاست در شعر، تناسخی ست در روندِ تکاملی خود.

وقتی که می خوانیم« پدرم مثل یک دیوار برزمین افتاد» در این تشبیه، دیوار همان دیوار است اما شاعر ابتدا یکی از صفت های بارز دیوار را به زمین افتادن[SP]ِ آن فرض کرده آنگاه پدر را از این لحاظ به دیوار مانند نموده است.

اما در سطرهای زیر:

دیوار را بگو

تنها دوعقربه تا صبح می توانم کنار[SP]ِ میدان بمانم

                               پنجره هایت کو!؟

دیگر دیوار همان دیوار نیست بلکه انسانی است که پنجره هایش را از شاعر/ راوی پنهان نموده و مورد خطاب او ( به طور غیر مستقیم) قرار می گیرد.( تناسخی در روندِ تکاملی)

و یا وقتی شاعرمی گوید:

نگاهم خورد به داشبورد ورفت ته[SP]ِ آینه گشت دور[SP]ِ میدان و افتاد روی ماهی تمام که توی هیچ خطی نبود     سلام! 

از فحوای کلام بر می آید که در اینجا ماه به جای زن- معشوق نشسته است و چیزی که اجازه این جا نشینی را می دهد، شباهتی ست که میان آن دو به صورت قرارداد درآمده ست.

اما در تشخیص از این شباهت یا قرار داد خبری نیست

1- گل بخندید و باغ شد پدرام    ای خوشا این جهان بدین هنگام

                                                                        « فرخی»

2-غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل     که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

                                           « حافظ»

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

استعاره (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:12
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات14
حجم فایل12 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

استعاره : به كار بردن كلمه در غیر معنی اصلی .
استعاره مصرحه : تشبیه بلیغی است كه مشبّه آن حذف شده باشد .
تشبیه ادعای همانندی دو پدیده است ولی استعاره ادعای یكسانیِ آنها است .
مثال:
سبک تیغ تیز از میا ن برکشید // بر شیر بیدار دل بر درید
شیر بیدار دل استعاره برای سهراب است
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد// بهار عارضش خطّی به خون ارغوان دارد

  استعاره ( این همانی)       

نوعی جانشین سازی[SP]ِ چیزی به جای چیز دیگر که مثل تشبیه، عنصر شباهت در آن نقش اصلی را دارد:

نگاهم خورد به داشبورد ورفت ته[SP]ِ آینه گشت دور[SP]ِ میدان و افتاد روی ماهی تمام که توی هیچ خطی نبود     سلام!                                                               

« تشخیص» اما از جنسی دیگر است، نوعی در دیگری رفتن و دیگری شدن. در تشخیص،مسخ[SP]ِ یک پدیده به شدیدترین شکل ممکن در متن رُخ می دهد، چیزی که در آرایه های دیگر نیست. همانگونه که یک شعر واقعی، محل رستاخیز کلمات است، تشخیص هم به نوعی رستاخیز پدیده هاست در شعر، تناسخی ست در روندِ تکاملی خود.

وقتی که می خوانیم« پدرم مثل یک دیوار برزمین افتاد» در این تشبیه، دیوار همان دیوار است اما شاعر ابتدا یکی از صفت های بارز دیوار را به زمین افتادن[SP]ِ آن فرض 

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق ارایه (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:11
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلpdf
تعداد صفحات19
حجم فایل117 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

پی دی اف

دانلود تحقیق ارایه

19 صفحه

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

آرایه (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:11
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات15
حجم فایل13 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

.هرتشبیهی در اصل 4رکن و پایه دارد:
اركان تشبیه : مشبّه و مشبّهٌ به ادات تشبیه وجه تشبیه

مثال:
بلم آرام چون قویی سبکبال // به نرمی بر سر کارون همی رفت
بلم=: مشبّه / چون= ادات تشبیه / قویی سبکبال = مشبّهٌ به / نرم و آرام پیش رفتن = وجه تشبیه
1-
تشبیه انواع مختلف دارد:
تشبیه بلیغ : دو ركن ادات تشبیه و وجه تشبیه حذف می شود .
تشبیح بلیغ اسنادی : مشبّه و مشبّه به با كسره به هم اضافه نشده اند : علم ، نور است قدش ، سرو است .
تشبیه بلیغ اضافی : مشبّه و مشبّه به با كسره به هم اضافه شده اند : نورِعلم درختِ دوستی قدِ سرو .
2-
استعاره : به كار بردن كلمه در غیر معنی اصلی .
استعاره مصرحه : تشبیه بلیغی است كه مشبّه آن حذف شده باشد

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق آرایه‌های ادبی (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:11
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات6
حجم فایل16 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

به آن دسته از آرایه‌های ادبی که از تناسب های آوایی و لفظی میان واژه ها پدید می‌آید می‌گویند

واج آرایی (نغمه حروف)

به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته می‌شود به گونه‌ای طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

 

دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

(واج آرایی با تکرار صامت /س/)

مثال 2:

خیزید و خز آرید كه هنگام خزان است

 

باد خنك از جانب خوارزم وزان است

(واج آرایی با تكرار صامتهای /خ/ و /ز/)

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق ادبیات (ادبیات)

شنبه 5 اسفند 1396
4:11
مارال
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات1
حجم فایل54 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

ادبیات

 

 

آورده اند که نو شیروان عادل را در شکار گاهی صیدی کباب کـــــرده بـــــودنـــد و نمک نبود. غلامی را به روستا فرستاد تا نمک حاصل کند . گفت: زینهار تا نمک به قیمت بستانـــی تا رسمی نگردد و دیه خراب نشود. گفتند: این قدر چه خلل کند؟ گفت بنیاد ظلم در جهان اول اندک بوده است و به مزید هر کس بدین درجه رسیده است

اگــــر زباغ رعیت ملـــک خـــورد سیبی

بر آورنـــد غلامان او درخت از بیـــــــخ

بـــه پنج جوجه کـــه سلطان ستم روا دارد

زننــــد لشکـریا نش هزار مرغ به سیـــخ

حکایت

مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را با خود همی داشت تا وقتی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و او را در چاه کرد. درویش در آمد و سنگش در سر انداخت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چــــــرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین وقت کجا بودی؟ گفت: از جاهت می اندیشیدم اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت شمردم .

نــا سزایی را چـــو بینی بخت یــار

عاقلان تسلیم کــردند اختیـــــــــــــار

چـــون نـــداری ناخن درنده تیـــز

باددان آن به که کم گیـــری ستیـــــز

هـــر کــه با پولاد بازو پنجه کـــرد

ساعـــد مسکین خـــود را رنجه کرد

بــــاش تا دستش ببنـــد روزگــــار

پس به کام دشمنـــان مغـزش بـــر آر

 

رســـــتم

نقل است که چون عبدالله خان ازبک ، خراسان را متصرف شد ، بر سر قبر رستم بیامد و این بیت بخواند

سر از خاک بردار و ایران ببین

                 بکــام دلیــران تــوران ببیـن

وزیر او گفت : رستم جوابی دارد که اگر مرخص باشم عرض کنم گفت : بگو، گفت : رستم در جواب میگوید :

چو بیشه تهی ماند از نره شیر

                       شغــالان به بیشه درآیند دلیر

چو بیشه زشیران تهی یافـتند

                       سگـان فـرصت روبهی یافتنـد

 

دعــــــــا

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->
صفحه قبل 1 ... 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548 549 550 551 552 553 554 555 556 557 558 559 560 561 562 563 564 565 566 567 568 569 570 571 572 573 574 575 576 577 578 579 580 581 582 583 584 585 586 587 588 589 590 591 592 593 594 595 596 597 598 599 600 601 602 603 604 605 606 607 608 609 610 611 612 613 614 615 616 617 618 619 620 621 622 623 624 625 626 627 628 629 630 631 632 633 634 635 636 637 638 639 640 641 642 643 644 645 646 647 648 649 650 651 652 653 654 655 656 657 658 659 660 661 662 663 664 665 666 667 668 669 670 671 672 673 674 675 676 677 678 679 680 681 682 683 684 685 686 687 688 689 690 691 692 693 694 695 696 697 698 699 700 701 702 703 704 705 706 707 708 709 710 711 712 713 714 715 716 717 718 719 720 721 722 723 724 725 726 727 728 729 730 731 732 733 734 735 736 737 738 739 740 741 742 743 744 745 746 747 748 749 750 751 752 753 754 755 756 757 758 759 760 761 762 763 764 765 766 767 768 769 770 771 772 773 774 775 776 777 778 779 780 781 782 783 784 785 786 787 788 789 790 791 792 793 794 795 796 797 798 799 800 801 802 803 804 805 806 807 808 809 810 811 812 813 814 815 816 817 818 819 820 821 822 823 824 825 826 827 828 829 830 831 832 833 834 835 836 837 838 839 840 841 842 843 844 845 846 847 848 849 850 851 852 853 854 855 856 857 858 859 860 861 862 863 864 865 866 867 868 869 870 871 872 873 874 875 876 877 878 879 880 881 882 883 884 885 886 887 888 889 890 891 892 893 894 895 896 897 898 899 900 901 902 903 904 905 906 907 908 909 910 911 912 913 914 915 916 917 918 919 920 921 922 923 924 925 926 927 928 929 930 931 932 933 934 935 936 937 938 939 940 941 942 943 944 945 946 947 948 949 950 951 952 953 954 955 956 957 958 959 960 961 962 963 964 965 966 967 968 969 970 971 972 973 974 975 976 977 978 979 980 981 982 983 984 985 986 987 988 989 990 991 992 993 994 995 996 997 998 999 1000 1001 1002 1003 1004 1005 1006 1007 1008 1009 1010 1011 1012 1013 1014 1015 1016 1017 1018 1019 1020 1021 1022 1023 1024 1025 1026 1027 1028 1029 1030 1031 1032 1033 1034 1035 1036 1037 1038 1039 1040 1041 1042 1043 1044 1045 1046 1047 1048 1049 1050 1051 1052 1053 1054 1055 1056 1057 1058 1059 1060 1061 1062 1063 1064 1065 1066 1067 1068 1069 1070 1071 1072 1073 1074 1075 1076 1077 1078 1079 1080 1081 1082 1083 1084 1085 1086 1087 1088 1089 1090 1091 1092 1093 1094 1095 1096 1097 1098 1099 1100 1101 1102 1103 1104 1105 1106 1107 1108 1109 1110 1111 1112 1113 1114 1115 1116 1117 1118 1119 1120 1121 1122 1123 1124 1125 1126 1127 1128 1129 1130 1131 1132 1133 1134 1135 1136 1137 1138 1139 1140 1141 1142 1143 1144 1145 1146 1147 1148 1149 1150 1151 1152 1153 1154 1155 صفحه بعد
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به powerpointdl است. || طراح قالب bestblog.ir